ایرانیان از دیرباز با مفهوم گفتگو آشنا هستند. گفتگو تاریخچه دیرینه‌ای در فرهنگ، آداب و رسوم و باورهای این مردم داشته است. اقوام سومر نخستین قومی بودند که در مشرق زمین، مجمع همشهریان را به وجود آورده‌بودند و شهرها را با مشورت اداره می‌کردند (آدمیت، 1380). در خصوص فرهنگ گفتگو در ایران نیازی به گشت‌و‌گذار و کنکاش جدی در تاریخ و فرهنگ در دوردست‌های این سرزمین نیست. ذکر همین نکته کافی است که "پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک" به عنوان سه اصل اساسی تعالیم زرتشت بوده‌است که اساس ارتباط انسان‌ها با دیگران و محیط پیرامون خود را تشکیل می‌داده‌است. مطابق این سه اصل اخلاقی، گام نخست اندیشه نیک یا پندار نیک است که به درون انسان نظر دارد و بر این امر تأکید می‌کند که حسن ارتباطات ابتدا از درون هر فرد آغاز می‌شود و به نگاه و اندیشه وی به خود و سایر انسان‌ها مربوط می‌شود. گام بعدی که برگرفته از گام نخست است، گفتار نیک است. گفتار، مظهر ارتباط انسان با دیگران است. آغاز گفت‌وگو یا بهتر است بگوییم گفت‌و‌شنود که به زعم ایرانیان باستان، از اندیشه نیک برمی‌خیزد و به کردار نیک منجر می‌شود. بهشت نیز برای ایرانیان باستان همین ترتیب را داشت و بالاترین مرتبه بهشت از آن کسانی بود که هر سه اصل را با هم داشتند و به کردار نیک می‌رسیدند.

در اسلام نیز بر مشورت کردن تأکید شده‌است. مشورت از کلمه شور می‌آید. طبق لغت‌نامه دهخدا "شور" در لغت به معنای "بیرون آوردن عسل و چیدن آن از لانه زنبور عسل" است. گویی مشورت‌کردن و استفاده از اندیشه دیگران، به معنای جمع کردن شهد ناب از لانه زنبور عسل و برگزیدن بهترین ایده‌ها و اندیشه‌هاست.

کلمه "گفتگو" را به این صورت نیز می‌نویسند: "گفت و گو". اما به نظر می‌آید که در این حالت نیز باز تأکید بر گفتن است تا شنیدن. آنچه در اینجا ما بیشتر به دنبال آن هستیم، گفتن و شنیدن یا به عبارتی "گفت‌و‌شنود" است. در واقع انسان‌ها هم می‌گویند و هم می‌شنوند و این باعث تقویت باهمستانی است که در آن افراد در کنار هم بهتر بتوانند زندگی کنند.

شنیدن یا گوش دادن یا آنچه که امروزه به آن گوش‌دادن فعال می‌گویند، دقیق گوش دادن برای درک منطق طرف مقابل است. گفت‌و‌شنود بخش مهمی از یک زندگی اجتماعی است. در واقع آغاز حل مسئله و بویژه حل مسئله گروهی است. فرض کنید که در یک مجتمع، مردم با یک مشکل مشترک نظیر زباله مواجه هستند. این مشکل برخی از ساکنین مجتمع را بیشتر از دیگران می‌آزارد و بعضی از افراد گویی اصلا متوجه این مشکل نیستند. تا زمانی که افراد گرد هم ننشینند و در خصوص این مسئله مشترک با هم به گفت‌و‌شنود نپردازند، مسئله درک و حل نخواهد شد. در واقع برگزاری جلسات گفت‌و‌شنود در مجتمع‌های مسکونی با حضور ساکنان یکی از روش‌های مناسب مدیریت یک مجتمع است. در این صورت ساکنان می‌توانند با بیان مشکلات مشترک و کنکاش گروهی برای یافتن راه‌حل‌های مناسب، به هم نزدیک‌تر شوند و با مشارکت هم به مدیریت مجموعه‌ای که در آن زندگی می‌کنند، کمک کنند.

البته تسهیلگران یعنی کسانی که فرایند گفت‌و‌شنود را در یک جمع تسهیل می‌کنند، از حد گفت‌و‌شنود فراتر می‌روند و آن را تبدیل به گفت‌و‌شنود و با هم دیدن می‌کنند....


ادامه مطلب ...